يحيى دولت آبادى

149

حيات يحيى ( فارسى )

اوضاع از مجلس هم كارى پيشرفت نخواهد كرد و سرآمد تمام دردها درد بىپولى است كه ادارات دولتى از لشگرى و كشورى و سلطنتى در حال انحلال است ارباب حقوق سال گذشته بواسطه نرسيدن حقوق خود فوق العاده مزاحم و هر دسته‌ئى از قشون با يك اداره از ادارات دولتى تعطيل كرده شورش مينمايند ناچار تدبيرى براى اين كار مىكند و انجمن موسوم بانجمن خدمت مركب از وزراء و امراء و سرداران و حكام معزول و شاهزادگان و غيره تشكيل ميدهد و واميدارد آن انجمن عريضه‌ئى بشاه نوشته درخواست مساعدت با اساس مشروطيت را بنمايند و تصريح ميكنند كه اگر مخالفت با مشروطه بشود آنها براى خدمت و نوكرى حاضر نخواهند بود شاه از خواندن اين عريضه دلتنگ مىشود ولى بناچار جواب مساعد داده اظهار همراهى مىكند امراء اين جوابرا مستند كرده بتوسط احتشام السلطنه بمجلس نزديك ميگردند و يكروز اجماعا بمجلس آمده اظهار همدردى مينمايند غلامرضا خان آصف الدوله شاهسون و غلامحسينخان وزير مخصوص غفارى حسين پاشا خان امير بهادر جنگ اقبال الدوله كاشانى و علاء الدوله زيادتر از ديگران مورد ملامت هستند و مكرر از طرف تندروان تهديد كرده ميشوند اينك با كمال اطمينان خاطر بمجلس آمده آسوده ميگردند . امير خان سردار كه در قضيه توقف روحانيان در حضرت عبد العظيم شرح‌حال او را نوشتيم رئيس اين انجمن مىشود و انجمن خدمت روزى براى قسم خوردن بمجلس حاضر شده قسم مىخورد كه با اساس مشروطيت مخالفت ننمايند اين كار به ظاهر پسنديده به نظر ميآيد و حكم عفو عمومى است كه بعموم ستمكاران داده شده باشد بىآنكه پشيمانى آنها از رفتار گذشته خود محقق و بىآنكه درجه وفادارى آنها نسبت بقسمى كه خورده‌اند معلوم بوده باشد اينست كه نگارنده نميتواند قضاوت نمايد كه آيا بر نفع حكومت ملى تمام خواهد شد و يا بر ضرر آن تا آتيه چه حكم نمايد - در اين ايام نمايندگان انجمنهاى ملى باسم انجمن مركزى مدتى در بهارستان متحصن شده چند مطلب كه راجع بامنيت مملكت است بتوسط مجلس از شاه ميخواهند و بالاخره اظهار ميكنند كه تا متمم قانون اساسى از مجلس نگذرد و بصحّ شاه نرسد ما از بهارستان